حقوق اسلام و رهنمود های اسلام در باب حقوق بشر

بسم رب الشهدا و الصدیقین
حقوق اسلام و رهنمود های اسلام در باب حقوق بشر

یاد خدا ارامش دل می اورد

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است


اِنَّ فِی ذلک لَذِکرَی لِمَن کان لَهُ قَلبٌ ؛
در این سخن برای آنکه دارای قلب است بیداری و آگاهی وجود دارد.
به کاربردن واژه ی قلب در کاربردی ترین کتاب صرفا گوشتی در بدن به نام قلب نیست.
تسکین روح قلب فقط با خداست.
قرآن آنجا که از وحی سخن می‏گوید هیچ سخنی از عقل به میان نمی‏ آورد بلکه تنها سر و کارش با قلب پیامبر است.
قلب انسان میتواند علاوه بر ضربان،به طور مستقیم به خدا متصل شود و چه خوب ضربانش آرامش میگیرد...

قلب از دیدگاه قرآن یک ابزار شناخت به حساب می ‏آید.
اساسا مخاطب بخش عمده ‏ای از پیام قرآن، دل انسان است. پیامی که تنها گوش دل قادر به شنیدن آن است و هیچ گوش دیگری را یارای شنیدن آن نیست. از این رو قرآن تاکید زیادی در حفظ و نگهداری و تکامل این ابزار دارد. در قرآن به کرات به مسایلی از قبیل تزکیه نفس و روشنائی قلب و صفای دل برمی‏خوریم.
برای مثال میشود اشاره کرد به :
 قد افلح من زکاها(ایه ۱۴شمس) ؛کسی رستگار میشود که قلب خود را از آلودگی ها نگه داشت.
یا مثلا ایه ۱۴ سوره مطففین یا ایه ۵ سوره صف و ایات دیگر
تجربه نشان میدهد که هر گاه قدرت های حاکم میخواهند جامعه هارا تحت سلطه بگیرند و به استثمار کنند ،تلاش میکنند که روح جامعه را فاسد کنند بر فرض مثال مسیحیان برای خارج کردن اسپانیا از چنگ مسلمانان، از راه فاسد کردن روحیه و اخلاق جوانان مسلمان وارد عمل شدند. تا آنجا که توانستند وسایل لهو و لعب و شهوت‏رانی را به سهولت در اختیار مسلمانان قرار دادند و در این کار تا آنجا پیش رفتند که حتی سرداران و مقامات دولتی را نیز فریفتند و آنان را آلوده ساختند و به این ترتیب تواستند عزم و اراده و نیرو و شجاعت و ایمان و پاکی روح مسلمین را از میان بردارند و آنها را به آدمهایی زبون و ضعیف و شهوت‏ران و شرابخوار و زنباره مبدل کنند. و پر واضح است که غلبه و پیروزی بر چنین مردمی، کار دشواری نیست. مسیحیان به انتقال حکومت ۳۰۰▪۴۰۰ ساله مسلمانان آن چنان انتقامی از آنان گرفتند که تاریخ نیز از بازگو کردن آن جنایات شرمسار است.
همان مسیحیانی که بر حسب تعلیمات حضرت مسیح موظفند وقتی سیلی به سمت راست صورتشان می‏خورد سمت چپ صورت خود را نیز پیش بیاورند، در اندلس دریای خون از کشتگان مسلمان به راه انداختند و روی چنگیز را سفید کردند البته شکست مسلمانان نتیجه دون همتی و فساد روح خود آنان بود و مکافات عمل نکردن به قرآن و دستورات آن.
پس مهم است روح سالم،چه در فرد و چه در جامعه.
سلامتی جسم بدون سلامتی روح ممکن نیست.
سلامتی روح یعنی باتفاوت بودن.
احساس اهمیت نسبت به اطرافیان و جامعه.
این همان چیزیست که اسمش را انسانیت گذاشتند.
از مرگ نترسید ، از این بترسید که وقتی زنده اید ، چیزی درون شما بمیرد به نام انسانیت.
ترحم

شهردار ارومیه بود


سیل اومد


شلوارش رو داد بالا آب خونه ی پیرزن رو خالی میکرد پیرزن هم نشناختش

به شهردار فحش میداد

ما چقدر اهل عمل ایم؟!

شهید باکری

ظاهرا سفیر هند در تهران عادت دارند هر روز حدود ساعت پنج صبح در خیابان های اطراف منزل خود در منطقه خوش آب و هوای زعفرانیه در شمال تهران پیاده روی کنند 

و طبق معمول هفته قبل که برف آمده بود بیدار شده اند و در خیابان ها به پیاده روی پرداخته اما به دلیل برف لیز خورده و پایش شکسته و آسیب به حدی بوده که وی نمی توانسته از جای خود بلند شود.


وی همچنین ظاهرا فقط لباس ورزشی را به تن کرده بوده و تلفن همراه و یا کارت شناسایی ویا کیف پول همراه خود نداشته 

وبه دلیل بارش برف هیچ کس در آن ساعت در خیابان تردد نمی کرده.


در همین حین یک راننده تاکسی که صبح زود برای کسب روزی در حال گشت در منطقه بوده وی را پیدا می کند و سریعا بلند می کند و به بیمارستان می رساند.


با توجه به اینکه آقای سفیر هیچ چیزی همراه خود نداشته راننده تاکسی هزینه های پذیرش بیمارستان را از جیب پرداخت می نماید 

و تا زمانی که کارمندان سفارت خبردار می شوند وخود را به بیمارستان می رسانند چند ساعت همراه سفیر در بیمارستان می ماند.


علیرغم اینکه سفیر و کارمندان سفارت اصرار می کنند حد اقل هزینه های راننده تاکسی را پرداخت نمایند وی از دریافت هزینه ها خودداری می نماید 


و به آنها می گوید: "ایرانی ها اینقدر بی معرفت نیستند که مهمان خود را در خیابان ول کنند، شما فقط صلوات بفرستید برای من کافی است".


چند نکته در این ماجرا بود که نمی شد از آن گذشت.

۱— فکر نمی کنم در هیچ جای جهان شما بتوانید این رفتار با معرفت را مشاهده کنید.

۲— در کمتر جای جهان خصوصا در خاورمیانه اینقدر امنیت برای یک سفیر برقرار می باشد که با خیال راحت بتواند بدون محافظ ساعت پنج صبح در خیابان های شهر به پیاده روی بپردازد.


۳— در هیچ جای جهان شما افرادی را پیدا نمی کنید که حاضر باشند از روزی خود بزنند و به کمک دیگران بشتابند.


۴— کسی به راننده های تاکسی ایرانی نیاموخته بود که دیپلماسی به اصطلاح فرهنگی و یا اجتماعی داشته باشند بلکه فرهنگ و تمدن مردم ایران مبنی بر این است که ایرانی ها به افراد ضعیف و درمانده کمک کنند.


۵— راننده تاکسی به هیچ وجه اطلاع نداشت که فرد آسیب دیده سفیر یک کشور خارجی بوده چون بر پیشانی اش ننوشته بود "سفیر"، و فقط از روی احساس نوع دوستی دست به چنین اقدامی زده.


۶— بنده این ماجرا را از زبان سفرای دیگر به نقل از سفیر هند شنیدم وبدیهی است تاثیر رفتار این راننده تاکسی بیش از ملیون ها دلار هزینه های تبلیغاتی برای ایران و مردم ایران در میان جامعه دیپلماتیک درون کشور تاثیر داشته.


پی نوشت : چقد خوبه که همه ی راننده تاکسی ها و کل مردم انقد مهربون باشن و وقتی برف میاد از فرودگاه تا تهران 1 میلیون نگیرن!  یا یه بارون میاد  مسیر 5 تومنی رو 40 تومن نگیرن. کارمندا نگن هی سیستم قطعه بعد اونور چایی بخورن بخندن.استادا دل به کار بدن. مردم ورود ممنوع نرن و خیلی چیزای دیگه. میگن وقتی کوچیکترین کارارو درست انجام بدی کم کم جامعه گلستان میشه.